سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
721
تاريخ ايران ( فارسى )
فتح مكه 8 هجرى ( 630 ) سطوت و جلال پيغمبر به جائى رسيده بود كه شكست غزوهء موته چندان سكتهاى به آن وارد نساخت ، چنان كه چند ماهى كه از اين قضيه گذشت بسردارى ده هزار تن جمعيت ناگهان به مكه حمله برد و درواقع فتح آن را سرلوحهء فتوحات و افتخارات گذشتهء خود قرار داد ، از طرف اهل مكه هيچگونه مقاومتى به عمل نيامد و او هم كمال فتوت را دربارهء آنها مرعى داشته درنتيجه عدهء كثيرى از آنان اسلام آوردند . پيغمبر پس از انهدام تمام اصنامى كه در خانهء كعبه جمع بود بتهاى خصوصى را هم حكم كرد كه هركجا يافت شود همه را شكسته بر باد دهند . حكم مزبور بدون هيچ تصادمى صورت اجرا پيدا نمود ، بالاخره بدون ريختن خون اين شهر مقدس با مقام روحانيت و سيادتى كه در عربستان مخصوص آن بود به تصرف مسلمانان درآمد ، اين فتح زمانى به اوج كمال رسيد كه فتح قبيلهء هوازن هم كه در حدود جنوب شرقى مكه سكنى داشتند به آن منضم گرديد . آخرين لشكركشى پيغمبر 9 هجرى ( 630 ) غزوهء تبوك آخرين غزوهاىست كه پيغمبر شخصا در آن حضور داشته است و اجمال آن اين است كه آنحضرت شنيد لشكر زيادى از طرف هرقل امپراطور براى محاربهء با وى فراهم شده است ، لذا با سپاهى مركب از سى هزار تن مردان كارى كه ده هزار نفر آن سواره بودند با شهامت و جديت فوق العاده براى مصاف دادن با لشكر هرقل طرف تبوك كه سمت شرقى خليج عقبه واقع است حركت نمود . ليكن بعد از ورود به آنجا معلوم گرديد كه اين خبر بىاصل بوده است ولى براى اينكه از اين بسيج نتيجه گرفته باشد در اين صدد برآمد كه نفوذ خود را در آن حدود بسط داده و موقعيت خود را تحكيم نمايد . اين بود امير نصرانى ايله « 1 » واقع در راس خليج عقبه را امر به اطاعت نمود . او هم ناچار بقبول شده و بر طبق پيمانى كه بسته شد مقرر گرديد كه بعنوان جزيه مبلغى سالانه تقديم نمايد ، ديگر دومة الجندل را بدست خالد فتح كرده و امير آنكه نصرانى بود اسلام را قبول نمود و بعد از اين حسن نتيجه و كاميابيها ، پيغمبر به مدينه مراجعت كرد ، در حالى كه
--> ( 1 ) - Ayla .